[ad_1]

اولویت اصلی دولت ورودی جدید رئیس جمهور منتخب آمریکا در آمریکا ، باید درگیری با چین باشد. آنچه به عنوان یک نبرد تجاری آغاز شد به یک جنگ فناوری تبدیل شده و اکنون در یک بن بست قرار دارد. یک رویکرد جدید به سرعت مورد نیاز است. باید سه عنصر اصلی داشته باشد.

اول گفتگو سیاست توئیتر محور دولت دونالد ترامپ طی چهار سال گذشته جایی برای حل مشکلات بین دو اقتصاد بزرگ جهان ندارد. در عین حال منصفانه است که بگوییم اجلاس های دوره ای مورد علاقه پیشینیان وی – چه دوسالانه (جورج دبلیو بوش) و چه سالانه (باراک اوباما) – نیز ناموفق بودند.

رویکرد بهتر ایجاد دبیرخانه ای دائمی است که برای تمام جنبه های روابط ایالات متحده و چین از تجارت و فناوری گرفته تا امنیت سایبری و افراد (شامل مبادلات آموزشی ، ویزا و حقوق بشر) تمام وقت باشد.

این دبیرخانه که در یک حوزه قضایی خنثی واقع شده و متشکل از متخصصان ارشد هر دو طرف است ، مسئولیت تبادل اطلاعات ، تحقیقات مشترک و سیاست های مشترک سیاست های سفید در حمایت از جلسات منظم بین رهبران دو کشور را بر عهده خواهد داشت. تحت نظارت وی ، اجرا و نظارت بر توافقات موجود به طور مشترک ، همراه با حل اختلاف شفاف انجام خواهد شد.

دوم ، تجارت. عدم تعادل تجاری بین ملت ها در خلا ایجاد نمی شود. آنها نتیجه رشد اقتصاد کلان پس انداز هستند. ایالات متحده با کمبود مزمن پس انداز داخلی ، در سال 2019 با 102 کشور به کسری در تجارت کالاها دست یافت. چین با مازاد مزمن پس انداز خود ، مازاد تجارت با 159 کشور را در سال 2018 مدیریت می کند. فقط به همین دلیل ، فعلی رویکرد به اختلافات تجاری ایالات متحده – چین و تعرفه هایی که از آن پشتیبانی می کنند دارای اشکال است. هیچ راه حل دو طرفه ای برای یک مسئله چندجانبه وجود ندارد. این تنها منجر به انحراف تجارت بین شرکای تجاری شد – هزینه های بیشتری را به مصرف کنندگان و تولید کنندگان هر دو طرف تحمیل کرد.

این رویکرد – تعرفه ها و همچنین معامله به اصطلاح فاز 1 برای خرید کالاهای آمریکایی توسط چینی – باید به نفع برنامه پس انداز کنار گذاشته شود. ایالات متحده باید پس اندازها را افزایش دهد ، در حالی که چین باید آنها را کاهش دهد. این امر برای واشنگتن دشوارتر از پکن خواهد بود ، زیرا پس اندازهای ایالات متحده اکنون تحت فشار شدید با کسری بودجه هنگفت مربوط به Covid-19 است.

این امر به یک کنگره قطبی ایالات متحده نیاز دارد تا متعهد شود که کسری را در میان مدت کاهش دهد. برعکس ، چین باید به کاهش پس انداز اضافی خود ادامه دهد – برای تأمین مالی یک شبکه ایمنی اجتماعی متخلخل ، محدود کردن پس انداز خانوار ناشی از ترس و افزایش مصرف اختیاری ضروری است. صرفه جویی در تعادل مجدد برای کاهش عدم تعادل تجاری بین دو کشور و شرکای تجاری آنها ضروری است.

سوم ، دولت ترامپ لیاقت اعتباری را دارد که بحث ساختاری را به بالا منتقل می کند. اگرچه ادعاهایی که وی در سال 2018 در مورد رژیم مالکیت معنوی چین و انتقال اجباری فناوری از شرکت های آمریکایی مطرح کرد ، بر اساس شواهد ضعیف بود ، اما آنها نگرانی های جدی در مورد شیوه های مغایر با شرایط الحاق چین به جام جهانی را برجسته کردند. سازمان تجارت در سال 2001. متأسفانه در رویکرد فعلی به هیچ یک از این موضوعات پیچیده پرداخته نشده است.

یک راه بهتر وجود دارد: شروع با درک اینکه برنامه به اصطلاح ساختاری اسب پیگیری برای آرزوهای بسیار بیشتری است که هم ایالات متحده و هم چین مشترک دارند – یعنی دسترسی بهتر به بازارهای یکدیگر به منظور ارتقا رشد بلند مدت پیمان دو جانبه سرمایه گذاری روشی آزمایش شده از نظر زمان است که دو کشور مدتهاست به عنوان ابزاری برای رسیدن به این هدف استفاده می کنند. ایالات متحده 42 قرارداد را امضا کرده است و چین بیش از 100 توافقنامه لازم الاجرا دارد. دولت ترامپ یک دهه از گفتگوهای پیمان آمریکا و چین را رها کرد درست همانطور که خط پایان به چشم می آمد. بازگشت به جدول اکنون باید یک اولویت فوری باشد.

با توافق نامه ای از این دست ، محدودیت مالکیت سرمایه گذاری مستقیم توسط شرکت های چند ملیتی در هر بازار برطرف خواهد شد. این ماده واحد ساختار سرمایه گذاری مشترک بین مرزی را از بین می برد و موضوع خاردار انتقال فناوری اجباری را از بین می برد. بدون SP ، هیچ انتقال چیزی از یک شریک به شریک دیگر. یک معاهده گسترده و قابل اجرا (که کاربرد آن در حیطه دبیرخانه فوق الذکر است) همچنین می تواند برای رسیدگی به اختلافات مربوط به حقوق مالکیت معنوی ، یارانه دولت برای یارانه های صنعتی و امنیت سایبری مورد استفاده قرار گیرد.

تسلیم شدن برای هیچ ملتی آسان نخواهد بود. در ابتدا ، گام های کوچک برای بازگرداندن اعتماد مورد نیاز است. اما آنها بسیار بهتر از حفظ روند مخرب فعلی هستند.

این نویسنده ، استاد دانشگاه ییل و رئیس سابق مورگان استنلی آسیا ، نویسنده کتاب عدم تعادل است

[ad_2]

منبع: blue-news.ir