سیاست خارجی جو بایدن باید در برابر آرمان گرایی مبلغین محافظت شود

[ad_1]

جو بایدن در آستانه قدم زدن در اطراف باغی با میوه های کم آویز است. رئیس جمهور بعدی ایالات متحده پس از سوگند در ژانویه روابط خود را با اروپا و دیگر دوستان قدیمی اما بیگانه اصلاح خواهد کرد. ما می توانیم از رژیم های خودکامه جهان فاصله ای برابر و مخالف داشته باشیم. به دنبال زمزمه های بلند دونالد ترامپ ، آمریکا یک دموکرات صریح را در سر خواهد داشت ، نه فقط یک دموکرات.

ما باید آرزو کنیم که این پروژه خوب باشد. همچنین طبیعی است که ایالات متحده قدرت های تقریباً عرفانی به دموکراسی اعطا کند. اگر آقای بایدن بخواهد برعکس ، ترجیح عمومی را برای کشورهای آزاد نشان دهد ، بهتر است. اما نکاتی از آرمان گرایی بلند پروازانه تر وجود دارد. آنتونی بلینکن سال گذشته (همراه با رابرت کاگان) نوشت: “آن را لیگ دموکراسی ها بنامید” و یک کنسرت رسمی را به ملت های لیبرال ارائه داد. شاید این تعداد جزوه بسیار زیاد باشد ، اما شخصی که به عنوان وزیر امور خارجه بعدی انتخاب شد ، در این تلاش برای ترویج آزادی پس از چهار سال ملی گرایی خام ، در میان دموکرات ها منحصر به فرد نیست.

آقای بایدن باید مراقب باشد که معیارهای اخلاقی را تعیین نکند که فقط قابل نقض باشد. بیشتر اولویت های خارجی او شامل نوعی اقامت مستبدانه است. پیمان هسته ای با ایران ، که وی امیدوار است دوباره احیا شود ، هیچ اصلاح لیبرالی در جمهوری اسلامی پیش بینی نمی کند. و چگونه می تواند؟ همچنین تلاش های جهانی علیه تغییرات آب و هوایی نمی تواند برای نهادهای داخلی کشورهای شرکت کننده بی فایده باشد. انتشار کربن فقط مربوط به کشورهای دموکراتیک نیست.

در مورد موضع خود در قبال چین ، یا بایدن به دنبال modus vivendi خواهد بود كه به معنای حفظ زبان برای حقوق بشر است ، یا كشورهایی را پرورش می دهد كه نگران ابرقدرت آسیا هستند. برخی ، اما نه همه ، دموکراتیک هستند. ارزشمند بودن برای ماهیت درونی رژیم های خارجی ، محدود کردن گزینه های آمریکایی است.

ایده شیرین این است که آمریکا در جنگ سرد پیروز شده است ، و فقط دموکراسی ها را متحد می کند. در واقع ، مصالحه های اخلاقی – با ژنرال های آمریکای لاتین ، گاهی اوقات با آپارتاید آفریقای جنوبی – در جاهای دیگر چند برابر شده است. ایالات متحده این موارد و سایر موارد اضطراری را به تعویق انداخته است ، حتی زمانی که سهم بسیار بیشتری از تولید اقتصادی جهان را به خود اختصاص داده است. چه او یاد بگیرد با چین زندگی کند و چه بخواهد با آن مقابله کند ، واشنگتن به یک مقدار بدبینی احتیاج دارد. تظاهر به فکر بالا اکنون ناامیدی جهانی از ایالات متحده بعدا فراهم می کند.

نزدیکترین چیزی که سیاست به قانون ، به معنای نیوتنی ، این است که دموکراسی ها با یکدیگر در جنگ نیستند. از صلح تا همکاری فعال و انحصاری ، پوشیدن متحدان کثیف تر یک جهش است. بحران سوئز سال 1956 همچنین اختلافات اخیر بین ایالات متحده و متحدانش را نشان داد و تأیید کرد که انتخابات آزاد عمومی پایه کافی برای “لیگ” نبود. به نظر می رسد انگیزه انجام این کار ، جستجوی ایمنی در تعداد ، از تاریکی ظهور عدم آزادی ناشی می شود. کسانی که این موارد را اندازه می گیرند می گویند که دموکراسی چه در تعداد کشورهایی که آن را عملی می کنند و چه در درجه ای که در کشورهایی است که در حال انجام هستند ، از بین می رود. اما این یک قطره از یک قله تاریخی است. سرعت گسترش دموکراتیک پس از جنگ سرد همیشه می تواند کند و شاید حتی معکوس شود. لیبرال ها نباید این را به عنوان بحرانی تفسیر کنند که نیاز به جبران دارد. یا اگر این کار را انجام دهند ، باید در برابر مقاومت و عواقب انحرافی در طول مسیر آماده شوند.

با نگاهی به گذشته ، خواستگاری آقای ترامپ با کیم جونگ اون از کره شمالی با امتناع وی (و ، جرم نهایی یک واقع گرایانه ، عدم نتیجه) برجسته است. لغو چاپلوسی استبداد در چهار سال گذشته یک آرزوی شرافتمندانه است. با این حال این به معنای بازگشت نه به افراد صالح دیروز بلکه به عمل گرایی فریبنده مردی است که آقای بایدن معاون رئیس جمهور بود.

همانطور که او داستان “رنگین کمان تاریخ” و دیگر تخیلات غایت شناختی را تعریف می کند ، تدبیر باراک اوباما در کارنامه خود گم می شود. وی علاوه بر معامله با ایران ، به دنبال عادی سازی روابط با کوبای کمونیست است. تحول واضح سوگند بقراط (“مزخرف احمقانه نکن”) توسط realpolitik تقطیر شد.

او می دانست که از ویتنام تا عراق ، بدترین حوادث آمریکایی ها در خارج از کشور ناشی از دفاع از خود یا تعهدات نزدیک قراردادی نیست ، بلکه ناشی از نگرانی تبلیغی است. زرادخانه دموکراسی می تواند در برابر صاحب آن منفجر شود. حتی این مدل اختیار به فرانسه و انگلیس اجازه داد تا از مداخله در لیبی خودداری کنند.

از ژانویه ، آنچه هنری كیسینجر آن را “لولا” خواند – بلاتكلیفی آمریكا بین ارزشها و منافع خود – باید با آقای بایدن برخورد كند. بدترین مکان جایی است که رئیس قدیمی اش او را ترک کرده است.

[email protected]

با جانان گانش همراه باشید myFT و به بعد توییتر



[ad_2]

منبع: blue-news.ir