پس از لحظه ای به آرامی آن خوشه را چید و در سبد گذاشت. عباس بی درنگ کتابهایش را که در زیر بغل داشت به پیرمرد داد و از او خواست تا کلنگ را به او بدهد و در گوشه ای استراحت خرید صندلی خلبانی کند. عباس با دیدن پیرمرد که به سختی کلنگ می زد و عرق از سر و رویش می چکید، لحظه ای ایستاد.سپس نزد پیرمرد رفت و گفت: – پدرجان! در این گیرودار بود که مردِ بیمار مستمند از خانه بیرون آمد و به تصور اینکه عباس شاگرد من است و من قصد تنبیه او را دارم، در حالیکه اشک در چشمانش حلقه بسته بود، روی به من کرد و گفت: – آقا! روی متوجه شدم که در حد قابل توجهی از تعداد مشتریانمان کاسته شده است. این موتور در پارس 108 اسب بخار نیرو در دور موتور 5600 تولید می کند و در دور موتور 4000، 142 نیوتن متر گشتاور در اختیار راننده قرار می دهد. هر چند موتور پایه گازسوز بدون شک بازده بیشتری دارد ولی این موتور تغییر یافته نیز در حالت گازسوز و در دور موتور ۳۵۰۰ حدود ۱۲۶ نیوتن متر گشتاور را تقدیم راننده می کند. مردی فقیر با چند سر عایله در آن خانه زندگی می کرد.

اما با وجود عرضه پژو ۲۰۶ در ایران، پژو و شریک ایرانی اش ترجیح دادند به جای آوردن ۴۰۶ به ایران، با ایجاد تغییراتی بر روی اتاق ۴۰۵ و شبیه سازی آن به ۴۰۶ اصلی، جای خالی این مدل را در ایران پر کنند. همزمان با آغاز پروژه خودروی ملی در ایران، شرکت انگلیسی «فرست اتوموتیو» اقدام به طراحی یک خودروی جدید بر اساس پلت فرم پژو ۴۰۵ برای یک شرکت تایوانی کرده بود. سپس با حالتی احترام آمیز از جا برخاست و دستش را به سوی من دراز کرد و گفت: – به شما تبریک می گویم. عباس مظلومانه گفت: – داداشی! با دیدن این صحنه از آن همه گذشت و فداکاری عباس، که آن را در وجود خود نمی دیدم، شرمنده شدم.عباس در گوشه ای ایستاده و مظلومانه سرش را پایین انداخته بود.دست در گردنش انداختم و او را بوسیدم.سپس هر دو به طرف خانه حرکت کردیم. ایموبلایزر هم برای مدل ۲۸۴۰۹ ارائه نمی شود اما در عوض رینگ های ۱۵ اینچی ELX آلومینیومی هستند که کمی سواری و نمای آن را اسپرت تر جلوه می دهند. بعدها شنیدم که پدرم از او می پرسد چرا از اسب پیاده شده و مراسم تعزیه را از شتاب و حرکت انداخته است.عباس در پاسخ می گوید: – برای لحظه ای غرور مرا گرفت و نمی توانستم تعزیه بخوانم.این نقش را از من بگیر و به کس دیگری بده.پدرم می گوید: – ولی تو نقش بازی می کنی.

من آمپول می زنم، اما پول نمی گیرم. 25 داداش آمپول زدن را یادم بده «جواد بابایی» پدرم، مرحوم حاج اسماعیل بابایی، سالها در سازمان بهداری قزوین کار می کردندو در ضمن کارشان، تزریقات هم انجام می دادند. 28 نماز شکر می خواند «اقدس بابایی» پدرم، مرحوم حاج اسماعیل بابایی، باغ کوچک انگوری در شهرستان قروین داشت. 27 کارگری می کرد و دستمزدش را به من می داد «زهرا بابایی» پانزده ساله بودم، که عباس پدرم را واداشت تا مرا به خانه بخت بفرستد. شخصی که در نقش حریف عباس بازی می کرد و بر اسب سوار بود، با اشاره از پدرم پرسید که قضیه از چه قرار است. عباس شروع کرد به کندن زمین.من که با دیدن این صحنه سخت تحت تأثیر قرار گرفته بودم، بیلی را که روی زمین افتاده بود، برداشتم و در خاک برداری به عباس کمک کردم.پس از یک ساعت کار، مقداری را که پیرمرد می بایست حفر می کرد، کنده بودیم. اگر کودک روی صندلی ماشین خرابکاری کرده باشد، احتمالا نیاز انجام کار بیشتری دارید. پس ما باید بر روی نعمتهای الهی به طور عمیق فکر کنیم و از آنها سطحی نگذریم.

از ویژگیهای آشکار عباس، سادگی و بی پیرایگی او بود.می خواهم بگویم که عباس نیز واقعاً دارای شخصیتی این چنین بود.او هر چه داشت به دوستانی که احساس می کرد بدان نیاز دارند می داد و کمتر یا بهتر است بگویم «اصلاً» به فکر خود نبود. دارای کنترل مکانیکی گودی کمر. صندلی ها در حد صفر هستند چهار حالته گرم کن سردکن ک لید هاش خراب شده بود کلید دیگه گذاشتم فقط بخاطر این ارزون میفروشم با صندلی پژو پارس مدل 90نیز معامله میشه فوق العاده تمیز هستند قیمت مقطوع تخفیف نداره. کار آنقدرها هم سخت نیست و می توان گهگاهی موتور را هم تمیز کرد چون قطعات موتور … خداوند چقدر زیبا و دیدنی دانه های انگور را در کنار هم قرار داده است! بوته انگوری که در زمستان خشک به نظر می رسد، در فصل بهار چهره ای سبز و شاداب به خود می گیرد و میوه آن به این زیبایی رنگ آمیزی می شود.اینجاست که باید به عظمت و قدرت خداوند بی همتا پی برد. من هم از دوران نوجوانی با معرفی پدرم، در داروخانه ای مشغول به کار شدم و برای رفاه حال همسایگانمان، مکانی را در منزل جهت تزریقات اختصاص دادم.