والری ژیسکار d’Estaing ، رئیس جمهور سابق فرانسه ، 1926-2020


والری ژیسکار d’Estaing ، رئیس جمهور سابق فرانسه که در سن 94 سالگی درگذشت ، یکی از برجسته ترین چهره های سیاسی در فرانسه پس از جنگ و در صحنه های گسترده اروپا بود.

او که در سال 2017 به امانوئل مکرون تبدیل شد به جوانترین رئیس جمهور جمهوری پنجم ، یک آزادی بخش در داخل کشور بود ، وی همچنین نقش مهمی در ارتقا promoting ادغام اروپا ، به ویژه با ترویج ایده مکانیسم پولی اروپا و بعداً از طریق یک کارزار ، ایفا کرد. برای تصویب همه پرسی توسط فرانسه توسط پیمان ماستریخت 1992 که منجر به ایجاد یورو شد.

با این حال پیش نویس قانون اساسی اتحادیه اروپا ، که توسط کنوانسیونی که وی ریاست آن را بر عهده داشت ، تهیه شد ، قبل از اینکه سرانجام اصلاحات وی در معاهده لیسبون 2009 پیدا شود ، توسط شهروندانش از فرانسه و هلند به رای گذاشته شد. کل اتحادیه را متزلزل کرد و شکاف بین مردم و نخبگان بروکسل را آشکار کرد.

گیسكارد در سال 1974 در سن 48 سالگی به عنوان رئیس جمهور فرانسه انتخاب شد و در طول هفت سال ریاست جمهوری خود در الیز قانون اجتماعی قابل توجهی را تصویب كرد. وی همچنین حزب جمهوری خواه را بنیان نهاد ، که به نوبه خود به هسته اصلی اتحادیه برای دموکراسی (UDF) ، فدراسیون احزاب غیر گالیست در سیاست راست میانه فرانسه تبدیل شد. همچنین برخی از پروژه های مهم زیرساختی از جمله سیستم قطار سریع السیر TGV و نیروگاه های هسته ای را آغاز کرده است که قرار است به منبع اصلی انرژی فرانسه تبدیل شوند.

با این حال او پس از اولین “شوک نفتی” در اوایل دهه 1970 و در دوره دوم بعد از دهه ، بدشانسی آورد که مقام ریاست جمهوری را بدست آورد. او با از دست دادن الیز به فرانسوا میتران در سال 1981 این هزینه را پرداخت.

همانطور که جیسکارد بعداً اعتراف کرد ، هنگامی که وی فقط در سن 56 سالگی از سمت خود برکنار شد ، احتمالاً خیلی جوان به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. پس از آن یافتن نقش رضایت بخش برای او دشوار بود.

با این وجود ، جایگاه ژیسكارد در تاریخ اتحادیه اروپا با ایجاد همكاری وی – همراه با دوستش هلموت اشمیت ، كه در آن زمان صدراعظم آلمان بود – از سیستم پولی اروپا در سال 1978-79 تضمین شده است. حتی تناقض بیشتری دارد كه او همچنین از پیوستن یونان به اتحادیه اروپا حمایت می کند و نقش مهمی در برگزاری انتخابات مستقیم پارلمان اروپا دارد.

والری ماری رنه ژرژ ژیسکار دی استاین مناسب برای یک معتقد قوی به روابط فرانسه و آلمان ، در سال 1926 در کوبلنز ، در زمان اشغال راینلند توسط فرانسه ، متولد شد ، جایی که پدرش ادموند بازرس مالی ، یکی از نخبگان خدمات کشوری بود. . اما در عرض یک سال از تولد وی ، خانواده اش به اوگرن در مرکز فرانسه نقل مکان کردند ، جایی که اجداد مادرش در سیاست بودند. اوایل کودکی خود را در اورن گذراند ، جایی که قرار بود به پایگاه سیاسی او تبدیل شود.

وی پس از خدمت در دوران نوجوانی در مقاومت فرانسه در جنگ جهانی دوم و به عنوان سرباز تانک در مراحل بعدی درگیری ، به تحصیلات خود در پاریس بازگشت و هم از نخبگان پلی تکنیک اکوئل و هم از طرف دولت ملی اکو عبور کرد. بنابراین او زندگی کاری خود را عملاً از بالا آغاز کرد.

در سال 1952 با آنه ایمون د برانتس ، دختر یک خانواده اشرافی ازدواج کرد و این دو صاحب دو پسر و دو دختر شدند. در سال ازدواجش ، مانند پدرش بازرس مالی شد. در سال 1956 ، اندکی قبل از 30 سالگی ، وی به حوزه انتخابیه پوی-د-دام که روزی پدربزرگ مادری وی را در اختیار داشت ، انتخاب شد. سه سال بعد ، او روابط دیرینه خود را با وزارت دارایی آغاز کرد ، ابتدا به عنوان وزیر ارشد آنتوان پینای و ویلفرد باومگارتنر خدمت کرد و سپس ، در سن 35 سالگی ، جای خود را به عنوان وزیر دارایی گرفت. وی قرار بود از سال 1962 تا 66 و 1969 تا 74 به مدت نه سال این سمت را حفظ کند.

شارل دوگل ، رهبر ارتش فرانسه و بنیانگذار جنبش ناسیونالیستی که نام وی را بر دوش می کشید ، هرگز در توانایی های ژیسکار تردیدی نداشت. ژرژ پمپیدو تنها شخصی بود که ژنرال “وقتی رئیس جمهور فرانسه هستید” از او خطاب کرد.

اما دوگل همچنین به این جوان درخشان اعتماد كرده است كه می تواند هر ساله بودجه خود را بدون هیچ یادداشت ارائه كند ، اما ریشه های سیاسی خانواده اش در جناح راست لیبرال نهفته است ، كه هرگز با گولیسم سازگار نبوده است. ژنرال یک بار به ژیسکار گفت: “روزی او به من خیانت خواهد کرد.” “امیدواریم که او این کار را به خوبی انجام دهد.”

والری ژیسکار d’Estaing با سیمون ویل در سال 1986 © فیلیپ ووازر / رویترز

در واقع ، دوگل اولین کسی بود که خیانت کرد. ژنرال در جستجوی کسی که به دلیل عدم لیاقت خود ، به دلیل شرکت در دور دوم رأی دادن برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری 1965 ، مقصر شناخته شود ، ژیسکارد را به عنوان یک گوسفند انتخاب کرد. خود دوگل در سال 1962-63 طرح رياضت اقتصادي را ارائه كرد ، اما گيسكارد را متهم كرد كه اين طرح را براي مدت زيادي برگزار كرده ، رشد را خفه كرده و رأي دهندگان را بيگانه كرده است.

ژیسكارد با خشم به واكنش خود از وزارت خزانه داری واكنش نشان داد و از هرگونه پست نخست وزیر پمپیدو صرف نظر كرد و به صندلی عقب بازگشت تا فدراسیون جمهوری خواهان مستقل خود را در سال 1966 تشكیل دهد. یک همه پرسی عمومی در مورد اصلاحات منطقه ای در سال 1969 ، حرکتی که ممکن است در برابر پیشنهاد توازن ایجاد کند و در نتیجه به استعفا دوگل منجر شود.

بازگشت به وزارت دارایی رئیس جمهور پمپیدو ، جیسكارد به دو نخست وزیر بسیار متفاوت خدمت كرد: نخست ژاك چبان دلماس ، گالیسیایی چپ اصلاح طلب و سپس پیر مسمر ارتدوكس. قرار بود این اختلافات در حزب گالیست هنگامی که مرگ ناگهانی پامپیدو در 1974 نامزدی خود را برای ریاست جمهوری اعلام کرد ، به ژیسکار کمک کند.

ژاک شیراک علیه Chaban-Delmas و به نفع Giscard شورش کرد. شورش شیراک به شکست سنگین چابان-دلماس در دور اول کمک کرد و احتمالاً به دلیل پیروزی اندک ژیسکار در مرحله دوم بود که در آن 50.8٪ در مقابل 49.2٪ برای فرانسوا میتران پیروز شد. جیسکار با انتخاب شیراک ، رئیس جمهور آینده ، به عنوان نخست وزیر بدهی خود را پرداخت کرد.

رئیس جمهور جیسکارد 48 ساله سبک جدید و اصلاحات جدیدی را ارائه داده است. وی از همان ابتدا به دنبال نمادهایی بود تا بتواند خود را به عنوان “رئیس جمهور شهروند” نشان دهد ، برخلاف سبک سلطنتی دوگل. او در هنگام گشودن خود از خیابان شانزه لیزه بالا رفت ، او حکم داد که باید در مارسی با سرعت کمتری عصبانی و مبارزاتی بازی کرد ، هنگام بازدید از زندان لیون با زندانیان دست داد و در ابتدای دوره خود جمع کنندگان را تکان داد روی زباله های الیز برای صبحانه با او در کریسمس. وی همچنین از شهروندان دعوت کرد تا وی را به شام ​​دعوت کنند و ماهانه یک بار دعوت نامه های منتخب را بپذیرد.

مهمتر از آن مجموعه قوانین اجتماعی آن ، از جمله قوانینی بود که پیشگیری از بارداری و طلاق را آزاد می کند. سایمون وال ، وزیر بهداشت شجاع ، در اوایل سال 1975 موفق به سقط جنین شد. این اقدامات “مترقی” بر وفاداری گول ها تأثیر گذاشت ، آنها همچنین معتقد بودند که حرکت جیسکارد برای کاهش سن رأی دادن به 18 از 21 سال هدیه ای به سوسیالیست ها. گالیست شیراک از نخست وزیری استعفا داد.

جیسکارد برای نخست وزیر دوم خود ، ریموند باره را انتخاب کرد ، یک تکنوکرات غیرحزبی که با او خیلی بهتر کنار می رود. خود را بیشتر به سیاست خارجی اختصاص داد ، ژیسكارد عمدتا نخست وزیر را ترك كرد تا از اقتصاد ویران شده با افزایش قیمت نفت و تركیب ركود و تورم كه به تورم تورمی معروف شد ، بهبود یابد. در سیاست خارجی ، جیسکارد معتقد به قدرت روابط شخصی برای تأثیرگذاری بر روند تاریخ بود. وی اجلاسهای منظم رهبران جامعه اروپا و گروه هفت کشور صنعتی را تشویق کرد.

رئیس جمهور والری ژیسکار d’Estaing صلیب اعظم نشان ملی لیاقت را به ژاک شیراک ، نخست وزیر وقت ، در سال 1974 اهدا می کند. © AFP

پرورش سخت کوشانه او در مورد لئونید برژنف مانع از تجزیه تنش زدایی و حمله شوروی به افغانستان نشد. اما جیسكارد در هلموت اشمیت ، معاون اجتماعی آلمان ، یك روح روحانی یافت كه با او دوستی محكمی برقرار كرد – همیشه به زبان انگلیسی – و عواقب آن ماندگار بود. ناامیدکننده فزاینده ناامیدکننده آمریكا از جیمی كارتر و انگلیس جیمز كالاگان ، اشمید آماده لغو مخالفت بوندسبانك با درخواست 1978 جیسكارد برای تقویت همکاری پولی اروپا بود.

در پایان ، آنها نتوانستند انگلیس را ترغیب کنند که استرلینگ را در سیستم پولی اروپا که در سال 1979 تاسیس شد ، وارد کند. در خاطرات خود ، جیسکارد می گوید اشمیت بیشتر از تلاش خود برای متقاعد کردن کالاغان تلاش کرد ، اما اعتبار ایده مکانیسم نرخ ارز اروپا (ERM) ، محدود به کشورهای شرکت کننده در شبکه ارز ، اما در چارچوب یک سازمان مشترک EMS ، برای همه کشورهای جامعه اروپا ، از جمله اعضای غیر ERM مانند انگلستان ، باز است.

ثبات فزاینده ای که EMS در دهه های 1979-89 به ارزهای اروپایی داد ، دولت ها را فریب داد تا در پیمان ماستریخت یک اتحادیه پولی کامل را برنامه ریزی کنند. اثرات اقتصادی شوک نفتی دوم در سالهای 1980- 1979 از اولین بار در سال 1973 بدتر نبود. اما نقص ژیسكارد این بود كه اگرچه وی توانست در سال 1974 برای تغییر تلاش كند ، اما در سال 1981 انتخاب چندانی نداشت. اما برای انتخاب مجدد با موضوع تداوم نامزد شود.

علاوه بر این ، به نظر می رسد مصلح گذشته در استفاده یا سو abuse استفاده از قدرت محافظه کارتر و سلطنتی تر شده است. رسوایی ای که بیشترین علامت وی ​​را کشف کرد کشف الماس در سال 1979 بود که توسط ژان بدل بوکاسا امپراتور آفریقای مرکزی دریافت شد. در پایان ، جیسکارد به طرف خود در داستان اشاره کرد که این سنگهای قیمتی ارزش کمی داشتند و به خیریه فروخته شدند. اما این فقط در یک کتاب در سال 1991 منتشر شد ، مدتها پس از سکوت ژیسکار در مورد این مسئله احتمالاً تعادل علیه او را در سال 1981 ، زمانی که او به میتران باخت ، بر هم زد. (در کتاب دیگری ، رمان سال 2009) شاهزاده خانم و رئیس جمهور، جیسكارد به یك رابطه عاشقانه بین خود و پرنسس دیانا اشاره كرد ، اما بعداً تأیید كرد كه این یك ساختگی است).

جیسکارد جلسه پارلمان اروپا را در اکتبر 2002 در بروکسل افتتاح می کند ، جایی که اولین پیش نویس قانون اساسی جدید را برای اروپا ارائه می دهد © Thierry Charlier / AP

پس از شکست ، او سیاست را رها نکرد ، اما دوباره در نزدیکی پایین نردبان شروع کرد. وی در سال 1984 به نمایندگی حوزه انتخابیه پوی ددم در مجلس شورای ملی ، برای ریاست جمهوری منطقه اوگرن در سال 1986 و در پارلمان اروپا در سال 1989 انتخاب شد. پس از چهار سال در استراسبورگ ، در سال 1993 به صندلی قدیمی خود در مجلس شورای ملی بازگشت. .

در همان زمان ، با افزایش ستاره جوانتر ادوارد بالادور ، بازداشت ژیسکار در اتحادیه باران فرانسه (UDF) رو به زوال رفت.

با این وجود سن از تمایل وی برای پذیرش چالش های جدید نمی کاهد. وی در سال 2002 ، در سن 76 سالگی ، ریاست كنوانسیونی را كه پیش نویس قانون اساسی برای اتحادیه اروپا بود ، به عهده گرفت. بسیاری فکر می کردند او برای این کار بیش از حد پیر شده و توسط رئیس جمهور ژاک شیراک نامزد شده است تا فقط از این کار دور شود. هنوز هم ، جیسكارد این كار را با تلفیق جذابیت ، حیله گری و اقتدارگرایی خاصی كه از یكی از ساكنان سابق الیز انتظار می رود ، انجام داده است.

موفقیت کنوانسیون ، که در ژوئن 2003 به پایان رسید ، در تهیه متن تقریباً به اتفاق آرا constitutional قانون اساسی عمدتا به دلیل ریاست جمهوری ژیسکار است. طرح قانون اساسی با کمی تغییر بیشتر توسط دولت های اتحادیه اروپا تصویب شد.

هنوز هم ژیسكارد و سیاستمداران بدون مردم پیروی كرده بودند. قانون اساسی توسط هموطنان ژیسکار در سال 2005 به رای گذاشته شد. چند روز بعد ، توسط هلند نیز رد شد و تا سال 2009 بود که معاهده لیسبون ، حاوی عناصر اصلی آن برای اصلاح حاکمیت اتحادیه اروپا ، پس از کنار زدن دولتها از شرایط ناخوشایند ، امضا شد. مقاومت در برابر رأی دهندگان آنها در برابر مفاد آن.

دیدگاه ژیسکار در مورد حکم رای دهندگان در مورد قانون اساسی اتحادیه اروپا جایی برای مصالحه باقی نمی گذارد. در سال 2006 ، او قاطعانه اظهار داشت: “رد معاهده قانون اساسی توسط منتخبین در فرانسه اشتباهی بود كه باید اصلاح شود.” جای تعجب نیست كه او بعضاً به عنوان متكبر و نخبه گرا مورد انتقاد قرار گرفت.


منبع: blue-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>