Flickonomics: چه کسی بهترین بودجه را روی صفحه نمایش می دهد؟


تلاش از لبه طبقه کارگر یک شهر بزرگ ، رویای ثروتمند شدن با امور مالی ، مراحل پایینی را در صنعت به دست می آورد. یک مدیر عامل قدرتمند ظاهر می شود و رویابین را به بازی بزرگ معرفی می کند. پول ، جنس ، کوکائین و کت و شلوارهای خوب در انتظار شما هستند. اما معلوم است که exek یک اثاثه یا لوازم داخلی است و از ایده ها و نشاط جوان فداکار تغذیه می کند. قهرمان به رئیس خیانت می کند و با توجه به شرایط روحی و روانی خود موفقیت می یابد.

همانطور که تقریباً در هر فیلم درام یا تلویزیونی قابل توجهی درباره دنیای مالی ساخته می شود ، اسطوره وال استریت به این ترتیب کار می کند. وال استریت، دختر شاغل، اتاق دیگ بخار، اماکن برای تجارت، گرگ وال استریت، حاشیه تماس بگیرید، میلیاردها، دوشنبه سیاه: همه به میزان کم و بیش در حقوق گمرکی شرکت می کنند.

برخی از آنها میتا را به حواس پرتی تبدیل می کنند. دیگران پس از پنج سال کار در صندوق پرچین و بیش از یک دهه تحت پوشش صنعت به عنوان روزنامه نگار ، تصویری دقیق از تجارت مالی یا بخشهایی از آن ارائه داده اند – حداقل به نظر من. اما هیچ کس در هر دو موفق نبود.

آخرین تلاش HBO برای تعادل بخشیدن به سرگرمی و برنامه ریزی در برابر سرمایه های مالی بالا صنعت. این کتاب توسط دو پناهنده صنعت نوشته شده و چهار کارورز جوان را در دفتر یک بانک سرمایه گذاری معتبر در لندن متمرکز می کند. از من خواسته شد تا در مورد صحت نتایج قضاوت كنم ، به زودی و با فاصله گرفتن از بینش ، تماشای من به تمایل عظیمی برای سفر در زمان تبدیل شد صنعت و ژانرهای کلاسیک که از او گذشته اند.


“آنها مرا با خود بردند وال استریت در سن 15 سالگی مسخره است. “بنابراین یک دوست بانکدار باسابقه فیلم 1987 الیور استون را خلاصه می کند. نقد و بررسی او سخاوتمندانه است. فیلمی که امروز می بینم برای من بسیار بد به نظر می رسد – حتی یک اردوگاه محسوب می شود. هر شخصیتی ، از دلال قدیمی پیر که هرگز سریع نمی رفت. پول به فروشنده جوان پسر و کثیف کلیشه ای مسطح است.

این گفتگو بسیار طاقت فرسا است: “این معاملات داخلی است ، نه؟” چارلی شین ، در نقش جوان بود فاکس ، مجبور می شود فریاد بزند مگر اینکه کسی در عقب سعی کند دو و دو را کنار هم بگذارد. “ما در مورد زندگی و کار صحبت می کنیم!” او با گوردون گکو لغزنده و 90 دقیقه پس از تماشاگران شروع به تشخیص کرد که آنچه به نظر می رسد استاد جهان یک کلاهبردار شماره استاندارد است. استون قدرت فسادآور پول را به عنوان یک خبر بزرگ تلقی می کند و آن را درست در گوش شما فریاد می زند.

مایکل داگلاس در “وال استریت” (1987) در نقش گوردون گکو بازی می کند

The Wolf of Wall Street (2013)

لئوناردو دی کاپریو در نقش جوردن بلفورت در گرگ وال استریت (2013) © Alamy

اولین چیزی که باید گفت صنعت مسخره نیست مشاغل مالی ، مانند اکثر مشاغل ، خام است ، و این یک نمونه اخلاقی عالی نیست ، و این نمایش از همان ابتدا آهنگ را به طرز شگفت انگیزی روشن می کند. تماس های فروش استخراج زمین ها و یادداشت های علمی. تلاش برای برجسته ماندن در یک مجموعه بی پایان از برخوردها ؛ شام های آزار دهنده برای یک استیک رایگان و چند لیوان شراب. من وقتم را به بازار (مدیریت پول) اختصاص دادم ، بنابراین در آن سوی تلفن فروشندگان جوان (بازرگانان و بازرگانان بانکی) قرار داشتم که در نمایش نشان داده شده بودند ، اما همه چیز به نظر من درست است. دوستان من برای فروش موافقت می کنند.


یکی از بهترین نکاتی که بن یونگر گفته است اتاق دیگ بخار (2000) این است که در واقع افراد احمق کافی هستند تا پیام الیور استون را از دست بدهند. در یک صحنه زیبا ، گروهی از فروشندگان شرکت کارگزاری جنایی “ریز ریزه فروشی” می نشینند و فیلم استون را تماشا می کنند. آنها وقتی روی یک مبل در یک اتاق نشیمن بزرگ و در غیر این صورت برهنه نشسته اند ، همه خطوط را سرد می دانند. این داروها پول کافی برای خانه ها و فراری ها را دارند اما فاقد بودجه و علاقه برای خرید فرش هستند. واقعاً ترسناک است

اتاق دیگ بخار همچنین موضوعی را که در همه فیلم های وال استریت مشترک است ، به سختی می کوبد: کلاس. مغازه خرد کردن در یک خروجی غم انگیز از بزرگراه لانگ آیلند ، مایل با وال استریت واقع شده است و لهجه های آن آنها را به عنوان کودکان طبقه کارگر نشان می دهد. آنها با اجاره بهای کم مرتکب کلاهبرداری می شوند زیرا همانطور که از فیلم پیداست ، آنها برای ورود به کلاهبرداری با اجاره های بالا در مرکز شهر فاقد شجره نامه هستند.

نکته قابل توجه اینکه اساساً هر شخصیتی در درام وال استریت – از فاکس و گکو گرفته تا مجموعه دیوید جیووانی ربیسی تا میلیاردها“بابی اکسلرود”. گرگجوردن بلفورت – از کوئینز یا برخی از حومه های معادل یقه آبی می آید. تس مک گیل از استاتن آیلند در نقش ملانی گریفیت در نقش مایک نیکولز عالی می گوید: “وقتی از طبقه بالا می روید می توانید بسیار زیاد قوانین را رعایت کنید.” دختر شاغل. اما “اگر کسی مثل من باشی ، بدون نقض قوانین نمی توانی به آنجا برسی.”

صنعت حرکتی در همان نقطه انجام می شود: دو شخصیت از چهار شخصیت اصلی کودکان طبقه کارگر هستند که در حال رشد هستند و یکی از آنها (هارپر) نوعی انرژی به قوانین می دهد. دیگری (رابرت) کودکی خوش اخلاق و مهربان است که بورسیه تحصیل در مدارس خوب شده است اما توانایی خرید یک لباس نیمه مناسب را ندارد. همکارانش او را به خاطر این مسخره می کنند. “وقتی انتظار دارید مثل یک کارگر معدن صحبت کنید ، چگونه انتظار دارید سهام خود را بفروشید؟”

Boiler Room (2000)

وین دیزل در اتاق شوفاژ (2000) © Alamy

The Working Girl (1988)

ملانی گریفیت در دختر کارگر (1988) © آلامی

ناخوشایند تلویزیون خوبی می سازد. شما می خواهید رابرت برنده شود. اما کاملاً با تجربه من مطابقت ندارد. در امور مالی بسیاری از زوجین ممتاز وجود دارد. این یک تجارت فروش از پایین به بالا است و سهولت اجتماعی تا حد زیادی پیش می رود. اما وال استریت از نظر طبقاتی همیشه به نظر من شایسته سالاری رسیده است. این پر از بچه های فقیر است ، خوشبختانه ، و طبق تجربه من ، وال استریت ها با لهجه های طبقه کارگر ، به جای اینکه آنها را پنهان کنند ، تمایل دارند آنها را با یک اثر قدرتمند مستقر کنند تا نشان دهند که فقط مغز و روده تا کجا پیش رفته اند.


گرگ وال استریت، از سال 2013 ، با تفاوت ، میتا را تمرین می کند. اگر نمازگزار هرگز لحظه ای وضوح اخلاقی نداشته و مجری شیطانی شود ، چه می شود؟ لئوناردو دی کاپریو بلفورت را فردی با بخل و رذالت بی حد و حصر نشان می دهد که زندان را به هر نوع محدودیت ترجیح می دهد.

کدام فیلم های مالی برای پول است؟

کلاسیک های تلویزیونی یا سینمایی را از دست داده ایم؟ نظرات و موارد دلخواه خود را در نظرات انتهای این داستان به اشتراک بگذارید

فیلم مارتین اسکورسیزی دارای یک موسیقی متن عالی ، مونتاژ موش صحرایی و بازی خوب است. یکی از دوستانم که در یک فروشگاه واقعی از شیر گرفتن کار می کرد می گوید صحنه های موجود در گودال تجارت درست است. اما فیلم همچنین تا جایی که من می توانم بگویم کاملاً بی معنی است. گاهی اوقات چشم انداز جوانان ، قایق های تفریحی و کوکائین انتقادی از سرمایه داری در مراحل آخر است. اما گاهی اوقات دقیقاً همان چیزی است که به نظر می رسد.

رابطه جنسی و مواد مخدر زیادی در آن وجود دارد صنعتهم. اسطوره مستلزم انحطاط به عنوان مقدمه ای برای یک لحظه شفافیت یا مانند آن است گرگ، انفجار امیدوارم که صنعت ادامه می یابد ، به این کلیشه خسته کننده نمی افتد. به نظر می رسد که این چهار جوان بسیار سرگرم کننده تر از من در زمان مالی من بوده اند. من می خواهم به آنها این موضوع را تبریک بگویم.


یک دسته کامل از فیلم های وال استریت وجود دارد که من تاکنون فراموش کرده ام آنها را ذکر کنم: بحران 2008. خیلی بزرگ برای شکست (2011) و کوتاه بزرگ (2015) که معروف ترین آنها هر دو کیف مخلوط هستند.

من فکر می کنم مشکل آنها این است که عملکرد واقعی امور مالی می تواند هیجان انگیز باشد ، اما چشمگیر نیستند. تمایز مهم است. بله ، وقتی قیمت ها بالا می روند ، هیجان انگیز است و هنگامی که کاهش می یابند ، دردناک است (یکی از ویژگی های منحصر به فرد کار در امور مالی ، دیدن بعضی اوقات روی صفحه نمایش غلتیدن یک شماره و واکنش با حالت تهوع فیزیکی است). اما این فقط وقتی درست است که الاغ واقعی شما باشد. در صفحه نمایش ، این فقط یک ترفند است. حرکات قیمت نمی تواند جای امتیازات موجود در طرح را بگیرد.

خیلی بزرگ برای شکست می توان آنها را “افراد باهوشی که در دفاتر زیبا نشسته اند و درباره چگونگی جلوگیری از نشت یک بانک بزرگ صحبت می کنند” نامید. آنها چیزهای زیادی را امتحان می کنند. سرانجام یکی کار می کند ، اعداد در مسیر درست حرکت می کنند. پایان. کتاب مایکل لوئیس ، که منبع اصلی آن را تشکیل داد کوتاه بزرگ با ترکیب توضیحات روشن با نمایه های پخش کننده کار می کند. در فیلم اما جریان خاصی از یک لحظه به لحظه دیگر یا یک شخصیت به شخصیت دیگر وجود ندارد.

این جدایی احتمالاً نشان می دهد که فیلم ها چیزی شبیه به واقعیت را بیان می کنند. بزرگترین مانع درک بازارهای مالی این اعتقاد است که آنچه در آنها اتفاق می افتد به صورت داستان هایی است ، با آغاز ، وسط و پایان ، قهرمانان و اشرار ، افشاگری ها ، تحولات و اخلاق. بازارها کمتر قطعی ، منطقی و پیچیده تر از آن هستند.

هر دو فیلم با ریختن کامیون های بازیگران بزرگ روی آن و دادن خطوط درخشان ، این مشکل ساختاری را حل می کنند. بسیار خوب کار می کند

تماشا کردن صنعت در کنار فیلم های بحران ، یک فکر ناراحت کننده من را آزار داد. آخرین باری که اوضاع به اشتباه پیش رفت ، این شخصیت ها 10 ساله بودند. این می تواند به خط داستانی شما تبدیل شود.


دو فیلم لذت بخش وال استریت با یک مایل فاصله دارند دختر شاغل (1988) و اماکن برای تجارت (1983) آنها افسانه را می پذیرند و به ترتیب به عنوان یک عاشقانه و یک کمدی گسترده بازی می کنند. من فکر می کنم راز آنها این است که آنها از فرصت های چشمگیر مالی استفاده می کنند ، در حالی که خودشان زحمت زیادی برای گفتن مالی ندارند.

(اگر ، به هر حال ، شما فکر می کنید که این مقایسه این دو فیلم با ظاهراً جدی وال استریت دیوانه است ، آنها را دوباره تماشا کنید. توضیحات ساده آنها درباره چگونگی عملکرد ادغام شرکت ها یا تجارت کالا احمقانه تر از وال استریت یا گرگ، و فقط موهایی با دقت کمتر از آنچه ارائه می شود ، مثلاً کوتاه بزرگ.)

من فکر می کنم دام نویسندگان و کارگردانان وسوسه برخورد با امور مالی به عنوان یک استعاره بزرگ از گناهان انسان است. آنها می خواهند نشان دهند كه مادی گرایی ادراكی و رقابتی با روح ما چه می كند. اما پس از جدا شدن بخل از گناهان دیگر ، دنیوی می شود. همه از قبل می دانند که خودخواهی بیش از حد منجر به فقر روح می شود. چیزی که ما نمی دانیم این است که چگونه طمع اندکی تحت شرایط خاص با جاه طلبی ، شهوت ، وظیفه ، ترس و هر چیز دیگری تعامل می کند. آنجاست که افسانه ها پایان می یابند و درام واقعی آغاز می شود.

طمع می تواند به همان خوبی که گوردون گکو دوست دارد باشد. یا ممکن است بد باشد. اما به هر حال ، جدا از هم ، خیلی جالب نیست. امیدوارم سازندگان صنعت، یک نمایش کاملا لذت بخش تا کنون ، ممکن است این را در ذهن داشته باشد.

دنبال می کنم FTLifeArts در توییتر ابتدا از آخرین داستان های ما مطلع شوید

به پادکست ما گوش دهید ، دعوت به فرهنگجایی که سردبیران FT و مهمانان ویژه درباره زندگی و هنر در طی ویروس کرونا بحث می کنند. اشتراک در سیب، Spotifyیا هر کجا گوش کنید




منبع: blue-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>